|
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
|
![]() فراموش شدنی نیست .... شب از نیمه گذشته .... زمین سرد است و خستگی رهایت نمی کند ..... منتظری و نگران ... تمام این جا بودن این لحظه ها با دور کعت عشقش می ارزد ! آنجا چند قدم آن طرف تر : مزار پاک همان هایی را می بینی که زمانی در کتابی , یادشان و عظمتشان و شهادت جانسوز و تدفین اشک آورشان به ثبت رسید .... نه در یک کتاب : که در اعماق جان ها برای همیشه حک شد .... عشـــــــق .... فردا تو بیا .... بگشا نور پشت پنجره ها .... http://rahefarda.mihanblog.com طبقه بندی: دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، برچسب ها: جنت آباد، جنت آباد 1391، راه فردا، دا، عشق، دو رکعت عشق، شهدات، شهید، شهد شهادت، خرمشهر، جنت آباد خرمشهر، خرمشر مزار شهدا، گلزار شهدای خرمشهر، جنت آباد خرمشهر 1391، دو رکعت عشق جنت آباد، مزار شهیدان کتاب دا، بارپرودگارا، ای رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلبو الصالحین. تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکار خود ارزانی داشتی. من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال این دنیا ملتی را، امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند، فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده، نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن و هامبورگ بوده اند و یا در ... ادامه مطلب طبقه بندی: دفاع مقدس، درس و راه شهیدان، یادواره ها، برچسب ها: شهید جهان آرا، وصیت نامه شهید جهان آرا، شهید محمد جهان آرا، شهید محمد جهان آرا خرمشهر، راه فردا، مالک، یاد شهیدان، شهید، وصیت نامه شهید، وصیت نامه شهیدان، شهید محمد جهان آرا وصیت نامه، کربلا، کربلای خرمشهر، دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، دوست داشتم از شهید علمدار برایتان مینوشتم. خیلیها او را دیگر خوب میشناسند. یكی با نگاهش انس گرفته، دیگری با صدایش آرام میگیرد و كسی دیگر هم با حضور بر سنگ مزارش كه سالهاست زیارتگاه عاشقان شهادت است، اما كسی چه میداند این روزها چقدر تنها یادگار سید، در خلسة تنهایی خود فرورفته است؟! تا به حال اگر شمع دلم برای غربت و مظلومیت سید آرامآرام میسوخت، دیگر مدتهاست در آتش غمهای زهرا خاكستر میشود و چنان بیقرار و بیصدا شیون سر میدهد كه آه جانسوزش، شاید به گوش سیدمجتبی هم رسیده باشد! ادامه مطلب طبقه بندی: درس و راه شهیدان، خاطرات شهدا، برچسب ها: شهید علمدار، خاطره شهید علمدار، ![]() شاید تاکنون در رسانه ها و مجامع عمومی، اصطلاح راهیان نور به گوشتان خورده باشد. این تعبیر چند سالی است رواج یافته و کاروان هایی را که قصد بازدید از مناطق جنگی را دارند ، به این نام می خوانند. سابقه راهیان نور به همان سال های ابتدایی جنگ بازمی گردد. پس از آزادسازی اولین سرزمین های اشغالی در شمال خوزستان ، از سال 1361 ، عده ای به بازدید از جبهه های جنگ شتافتند. ادامه مطلب طبقه بندی: راهیان نور، دفاع مقدس، درس و راه شهیدان، برچسب ها: راهیان نور، شهیدان، فکر می کردم همه ی مردم یا بیشتر آنها دچار فراموشی شده اند. فکر می کردم از آن نوجوان 12 ساله تا پیرمرد 70 ساله که رفتند تا حالا 20 سال بعد از رفتنشان در آرامش و آسایش زندگی کنیم؛ همه را ؛ این اپیدمی فراموشی برده است از یاد مردم .
ادامه مطلب طبقه بندی: یادواره ها، دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، برچسب ها: شهیدان، راهیان نور، راه شهدا، یاد شهدا، شاعر از محارم راز است؛ گوش در ملکوت دارد و دهان در عالم مُلک و آنچه را که از ملکوت می شنود باز می گوید. حتی آن شاعران که زبان شیطانند، شعر خود را از آسمان دزدیده اند: و حَفِظنها مِن کُلِّ شَیطنٍ رَجیمٍ * اِلاّ مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَاَتبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ.
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد ادامه مطلب طبقه بندی: یادواره ها، دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، مقالات، برچسب ها: شهید آوینی، یادواره شهید آوینی، عجب از این عقل باژگونه که ما را در جست و جوی شهدا،به قبرستان ها می کشانَد!
![]() گرامیداشت یاد و خاطره شهید گرانقدر مرتضی آوینی طبقه بندی: درس و راه شهیدان، دفاع مقدس، ...سالها پیش زمانی که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم , و فقط دورنمای تاری به یاد دارم از روزی که: در مجله شاهد , عکس شهیدی که موقع تدفین لبخند بر لب داشت مشاهده کردم : و متنی در ذیل تصویر : ... و تو از شوق شهادت در مزارت می خندی
شاید سالها نام آن شهید را نمیدانستم اما یاد آن تصویر هیچگاه از خاطرم پاک نشد و اثر و اندیشه اش باقی ماند ;
و امروز هنگام مطالعه بخش هایی در باب شهدا , به طور کاملا اتفاقی , با عکس آن شهید پاک روبرو شدم و زبانم از توصیف حال عاجز و اشک شوق روان و فقط شرمساری ست و شرمساری و تنها واژه ی نقش بسته بر زبانم : شهدا ما شرمنده ایم !
**************
http://rahefarda.mihanblog.com
به رسم یادبود و سپاس از این فیض دوباره پس از سالها متن و تصویر را از منبع : deznn.com برای شما قرار دادم :
زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد .
بسیجی شهید «محمد رضا حقیقی» بچه اهواز است .متولد ۱۴ آذر ۱۳۴۴٫ زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد . جالب است بدانید که برادر او یعنی «محمود رضا حقیقی» (متولد ۱۳۴۶) هم در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید ولی فرقش با برادر خود این بود که ۱۴ سال بر سر سفره حضرت فاطمه زهرا (صاوات الله علیها) نشست و بقایای پیکرش پس از تفحص ، در کنار مزار برادرش در گلزار شهدای اهواز به خاک امانت داده شده تا در روزی دیگر ، به یمن ظهور حجت حق (عج) از خاک برآیند و از سازندگان جهانی عاری از ظلم و پلیدی باشند.
در ادامه مطلب : ادامه مطلب طبقه بندی: یادواره ها، دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، بازهم به دیدار آمده ام ... با دل سوختگی و امیدواری و نگاه منتظرم.
![]()
ادامه مطلب طبقه بندی: دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، حرفهای تنهایی،
ادامه مطلب طبقه بندی: دلنوشته ها، عمومی، یادواره ها، درس و راه شهیدان، |
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |