|
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
|
...سالها پیش زمانی که تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم , و فقط دورنمای تاری به یاد دارم از روزی که: در مجله شاهد , عکس شهیدی که موقع تدفین لبخند بر لب داشت مشاهده کردم : و متنی در ذیل تصویر : ... و تو از شوق شهادت در مزارت می خندی
شاید سالها نام آن شهید را نمیدانستم اما یاد آن تصویر هیچگاه از خاطرم پاک نشد و اثر و اندیشه اش باقی ماند ;
و امروز هنگام مطالعه بخش هایی در باب شهدا , به طور کاملا اتفاقی , با عکس آن شهید پاک روبرو شدم و زبانم از توصیف حال عاجز و اشک شوق روان و فقط شرمساری ست و شرمساری و تنها واژه ی نقش بسته بر زبانم : شهدا ما شرمنده ایم !
**************
http://rahefarda.mihanblog.com
به رسم یادبود و سپاس از این فیض دوباره پس از سالها متن و تصویر را از منبع : deznn.com برای شما قرار دادم :
زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد .
بسیجی شهید «محمد رضا حقیقی» بچه اهواز است .متولد ۱۴ آذر ۱۳۴۴٫ زمانی که امام خمینی به نوکران پهلوی گفت «سربازان من هنوز در گهواره اند» محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ ، یعنی در هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ، محمد رضا در منطقه عملیاتی «والفجر۸»به شهادت رسید و فقط خدا می داند که چند روز بعد ، هنگام قرار گرفتن در قبر خویش ، این گونه لب به خنده باز کرد . جالب است بدانید که برادر او یعنی «محمود رضا حقیقی» (متولد ۱۳۴۶) هم در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید ولی فرقش با برادر خود این بود که ۱۴ سال بر سر سفره حضرت فاطمه زهرا (صاوات الله علیها) نشست و بقایای پیکرش پس از تفحص ، در کنار مزار برادرش در گلزار شهدای اهواز به خاک امانت داده شده تا در روزی دیگر ، به یمن ظهور حجت حق (عج) از خاک برآیند و از سازندگان جهانی عاری از ظلم و پلیدی باشند.
در ادامه مطلب :
جالب است بدانید که برادر او یعنی «محمود رضا حقیقی» (متولد ۱۳۴۶) هم در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید ولی فرقش با برادر خود این بود که ۱۴ سال بر سر سفره حضرت فاطمه زهرا (صاوات الله علیها) نشست و بقایای پیکرش پس از تفحص ، در کنار مزار برادرش در گلزار شهدای اهواز به خاک امانت داده شده تا در روزی دیگر ، به یمن ظهور حجت حق (عج) از خاک برآیند و از سازندگان جهانی عاری از ظلم و پلیدی باشند.
شهید محمد رضا حقیقی ، جمعی لشکر ۷ ولی عصر(عج) در هنگام به خاک سپاری – بهمن ۱۳۶۴ وقتی صلوات مردمی که برای تشییع پیکر محمد رضا دیرینه ی حقیقی آمده بودند تمام شد ، پیکر شهید به آرامی از داخل تابوت درون قبر قرار داده شد. لحظاتی بعد محمد رضا آرام تر ازهمیشه درون قبر خوابیده بود. تا این لحظه همه چیز روال عادی خود را طی می کرد. اما هنوز فرازهای اول تلقین تمام نشده بود که عموی شهید فریاد زد: «الله اکبر! شهید می خندد!» ![]()
طبقه بندی: یادواره ها، دلنوشته ها، درس و راه شهیدان، |
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |